میرنیوز

یک روز با واکسی دوره‌گردی که کتاب می‌خواند

یک روز با واکسی دوره‌گردی که کتاب می‌خواند 2022-04-11T10:21:11+04:30

خبرگزاری مهر؛ گروه مجله – جواد شیخ الاسلامی: همه ما بارها از کنار واکسی‌هایی که کنار خیابان نشسته‌اند تا کفش عابران را واکس بزنند رد شده‌ایم. شاید بارها و بارها دودل شده‌ایم که کفش‌مان را به دست‌شان بسپاریم و رنگ و رویی بهشان بدهیم یا نه؟ احتمالاً بارها یکی دو قدمی به سمت‌شان رفته‌ایم و باز برگشته‌ایم. انگار خرج کردن مبلغی مختصر برای تمیزی کفش‌هایمان کار سختی است! عجله و کار و نداشتن پول خُرد و ذهن‌مشغولی و… معمولاً بهانه‌هایی هستند که از بی‌اعتنایی‌مان به آنها پشتیبانی می‌کنند. در این شهرهای شلوغ و ذهن‌های شلوغ‌تر، واکس زدن کنار خیابان کمترین کاری است که برای آن وقت می‌گذاریم و توجه به واکسی‌های دست‌فروش، نیز همچنین.

اما تا حالا شده نزدیک یکی از این عزیزان شوید و چند کلامی با آنها صحبت کنید؟ تا حالا شده وقتی کفش‌تان را به دستان یک واکسی می‌سپارید سعی کنید چند کلمه‌ای درباره زندگی و کار و درآمد و دغدغه‌های آن واکسی گفتگو کنید؟ من امروز چنین کردم. اما بهانه‌ام برای نزدیک شدن نه کفش بود و نه واکس زدن. در حال پیاده‌روی در میدان انقلاب بودم که واکسی پا به سن گذاشته و عزیزی را دیدم که در کنار بساط بسیار ساده و مختصرش چند کتاب گذاشته بود و خودش هم غرق در کتابی بود که در دست داشت. یک لحظه برای خودتان تصویر کنید: یک مرد جاافتاده، یک بساط بسیار ساده و مختصر کوچک با دو سه تا قوطی واکس و روغن و کفی کفش، چند کتاب در کنار بساط و مرد قصه غرق در کتابی که بی خیال عابران و رهگذران روبروی صورتش گرفته.

دیدن این صحنه جالب در کنار پیاده‌رو متقاعدم کرد که نزدیکش شوم. از طرفی مدتی هست که کفش‌هایم نیاز به واکس داشتند. فروشنده گفته بود این کفش‌ها را ماهی حداقل یکبار واکس بزنم تا ماندگاری‌اش بیشتر شود. اولین باری است که برای واکس زدن کفشم کنار واکسی می‌ایستم. جالب اینکه این بار هم بهانه‌ام کتاب خواندن این واکسی عزیز است، نه خود واکس زدن. مشاهده اینکه یک هموطن با این بساط مختصر و ساده، به جای غم و غصه خوردن دارد کتاب می‌خواند، واقعاً جذاب بود. دوست داشتم بدانم کسی که احتمالاً مشکلات زیادی دارد، چطور دل به کتاب می‌دهد؟ در کتاب چه چیزی برای خودش کشف می‌کند که حتی در سخت‌ترین شرایط هم دست از آن برنمی‌دارد؟

نزدیک شدم. سلام کردم و با تلاشی که نشان بدهد دوست دارم به او نزدیک شوم احوال‌پرسی کردم. سرش را از روی کتاب برداشت و جواب داد؛ جوابی آغشته به شک و تردید و تعجب. سعی کردم در همان لحظات اول اعتمادش را جلب کنم. می‌دانم چنین کسانی دردهای بسیاری دارند، پس حوصله بازی و چالش و… ندارند، باید سریع بروی سر اصل مطلب. خودم را معرفی کردم و اینکه در کدام خبرگزاری مشغول به کار هستم. به او گفتم دیدن او در حال مطالعه برایم جالب بوده و دوست دارم چند کلامی با هم صحبت کنیم. اگرچه سخت و به زحمت، راضی شد به هم‌کلامی…

قصه واکس زدن با دست شکسته

«من مکانیک‌کار بودم. از تقریباً دو سال پیش که بیمار شدم (اسم بیماری‌اش را نمی‌گوید، نمی‌دانم چرا)، زندگی‌ام به هم ریخت و من هم شروع کردم به واکس زدن کفش مردم در کنار پیاده‌رو. هم چشم‌هایم مشکل دارد و هم تصادف کرده‌ام. جز واکس زدن چه کار کنم؟ نه سرمایه‌ای دارم و کسی که کمکم کند. یک مدت کار بنایی می‌کردم و کنار خیابان می‌ایستادم. ولی آنقدر کارگر کنار خیابان زیاد بود که وقتی یک ماشین می‌آمد همه از سر و کول همدیگر بالا می‌رفتند. برای همین دیگر سر گذر نرفتم. از آن به بعد واکس می‌زنم. بیشتر در خیابان طالقانی‌ام، گاهی هم میدان انقلاب. اینطوری روزگار را می‌گذرانم.»

حاج آقا چرا اینقدر وسایل تا کم و بساط‌تان کوچک است؟

«چرا دروغ بگویم؟ وسعم نمی‌رسد. نمی‌توانم بیشتر از این چیزی بخرم. چند روزی هم هست که دستم شکسته و نمی‌توانم بار زیادی حمل کنم.»

وقتی می‌گوید دستم شکسته تازه می‌بینم که دست راستش را با یک باند معمولی بسته است. بیشتر تعجب می‌کنم. می‌گویم چند روز است دستتان شکسته؟ بیمارستان رفته‌اید؟ جواب می‌دهد:

«یک هفته است. صبح بی حال بودم و این کیف را انداختم بودم روی دستم. داشتم راه می‌رفتم که زمین خوردم و دستم شکست. استخوان دستم جابجا شده بود و از روی پوست ردش دیده می‌شد. شب خودم توی خانه با روغن زیتون و باند بستم و تا صبح رویش خوابیدم. نتوانستم بیمارستان بروم. فعلاً که همینطور بسته‌ام تا ببینم چه می‌شود.»

با این شرایط روزه هم می‌گیرد. وقتی درباره مشکلاتش حرف می‌زنیم خدا را شکر می‌کند و می‌گوید از خدا گله‌ای ندارد. می‌گوید هرکس دچار مشکلی می‌شود به خاطر اشتباهات خودش است. خود من اشتباهاتی داشته‌ام که این مشکلات را دارم. لحظه به لحظه که صحبت می‌کنیم بیشتر از نحوه زیست و نگاهش به زندگی تعجب می‌کنم. بسیاری از ما در شرایط خیلی بهتر و با مشکلات کمتر زمین و زمان را مقصر می‌دانیم و مدام در حال غر زدن هستیم، اما او علی‌رغم همه مشکلات سرش با خدا و دعا و کتاب و مختصر درآمدش گرم است. آدم فکر نمی‌کند آدم‌های ساده‌ای که دور و برمان می‌بینیم اینقدر قصه و غصه و ماجرا داشته باشند. به راستی که آدمی موجود عجیبی است…

اغلب اوقات روزی پنج شش تا مشتری دارم!

می‌پرسم روزی چند تا مشتری داری؟ می‌گوید:

«حساب و کتاب ندارد. گاهی روزی یکی دو تا، گاهی روزی ده تا. ولی بیشتر وقت‌ها روزی چهار پنج نفر بیشتر نیستند. از هر نفر ۱۰ هزار تومن می‌گیرم که تنها برای خرید نان و پنیر کفایت می‌کند. شب‌ها هم داخل مسافرخانه‌ای هستم که چون به تمیز کردن آنجا کمک می‌کنم فقط شبی ده هزار تومان از من می‌گیرد. همین که شب‌ها توی خیابان نمی‌خوابم و با دزد و معتاد و زورگیر و … دمخور نیستم خوب است. راضی‌ام. خیلی از مشتری‌ها مبلغ ۱۰ هزار تومان را زیاد می‌دانند، برای همین می‌خواهم از این به بعد قیمت را به ۵ هزار تومن کاهش بدهم. مردم برای واکس زدن بیشتر از این نمی‌دهند. آن روز رئیس بانکی که جلوتر است به من اصرار می‌کرد که بیا در شعبه ما حساب باز کن. من به او گفتم فکر می‌کنی من چقدر درآمد دارم؟! همین که روزها یک لقمه نان بخرم، کافی است. اگر به من اجازه بدهد هفته‌ای یکبار بروم و کفش کارمندان بانک را واکس بزنم خوب است. روزهای دوشنبه همین کار را می‌کنم؛ به یکی از بانک‌ها می‌روم و کفش کارمندانش را واکس می‌زنم. اگر بقیه بانک‌ها و ادارات هم اجازه بدهند این کار را بکنم خیلی خوب می‌شود.»

دوست دارم زودتر سروقت کتاب خواندنش بروم اما از طرفی می‌خواهم بیشتر درباره‌اش بدانم. از زن و زندگی و شرایطش می‌پرسم. جواب می‌دهد: «هیچوقت ازدواج نکردم. کاش ازدواج می‌کردم. وقتی ازدواج کنی خدا به زندگی‌ات برکت می‌دهند. هم‌سن و سال شما بودم که خواهر و برادرهایم یک دختر را برایم پیدا کردند و گفتند بیا با این دختر ازدواج کن. آن موقع مغرور بودم و قبول نکردم. فکر کردم آن دختر از من پایین‌تر است. کاش قبول کرده بودم و امروز تنها نبودم».

هیچ کتابی نیست که به آدم ضرر برساند

هنوز اسم این واکسی زحمت‌کش را نپرسیده‌ام. نمی‌دانم چرا دوست ندارم از اسم و مشخصاتش چیزی بپرسم؛ به خصوص که می‌دانم دوست ندارد اسم و تصویرش در این گزارش آورده شود. خودش می‌گوید: «از وقتی که بیمار شدم هیچکس از اعضا خانواده‌ام، خواهران و برادرانم، نمی‌دانند که من کنار خیابان کفش مردم را واکس می‌زنم. الآن هم دوست ندارم کسی چیزی بداند». پس این گزارش بدون اسم و عکس تقدیم شما می‌شود. بدون اسم و عکس، تا بدانیم انسان‌های بی چهره و بدون اسم و رسمی در شهر هستند که در کنار محرومیت و فقر و مشکلات، انسان‌های آزاده و شریف و فرهیخته‌ای هستند.

از واکسی قصه‌مان می‌پرسم همیشه کتاب می‌خوانید؟ می‌گوید:

«بله. من همیشه از خواندن کتاب خوشم می‌آمده. معمولاً هم کتاب‌های دینی و مذهبی می‌خوانم. بعضی‌ها به من می‌گویند بیا فلان کتاب را بخوان. مثلاً چند روز پیش یک نفر آمده بود و به من می‌گفت بیا کتاب «مس» یا «مسخ» را بخوان. گفتم این کتاب‌ها به درد من نمی‌خورد (رمان مسخ نوشته نویسنده مطرح آلمانی فرانس کافکا که درباره مردی است که وقتی صبح از خواب برمی‌خیزد می‌بیند تبدیل به سوسک شده، یا به عبارت بهتر مسخ شده است). من کتاب‌های دینی را می‌خوانم که به من کمک کنند. هیچ کتابی نیست که به آدم ضرر برساند. کتاب فقط خوبی است. برای همین کتاب خواندن همیشه به آدم کمک می‌کند. من هم تا بتوانم کتاب می‌خوانم. بعضی‌ها از اینجا رد می‌شوند و می‌گویند مگر بیکاری که کتاب می‌خوانی؟! با کتاب خواندن هم سرم گرم می‌شود و با زندگی ائمه (ع) آشنا می‌شوم».

با کفاش‌ها و واکسی‌ها مهربان‌تر باشیم…

صحبت‌مان تمام نشده که به او می‌گویم دلم نمی‌آید وقتی دستت شکسته زحمتت بدهم برای واکس زدن کفش‌هام. می‌گوید مشکلی نیست، اذیت نمی‌شوم. از طرفی دوست ندارم بدون اینکه کاری بکند به او پول بدهم، چرا که نمی‌خواهم احساس کند دارم به او لطف می‌کنم. از زحمتی که می‌کشد تشکر می‌کنم، کفش‌هایم را جلوی بساطش می‌گذارم و منتشر می‌نشینم که آنها را رنگ و روی تازه بدهد. ده دقیقه‌ای به همان‌ها سرش گرم است و به آرامی کارش را می‌کند. در این حین فکر می‌کنم ده هزار تومان برای ده دقیقه کار واقعاً چیزی نیست. به خصوص که بدانیم خیلی از این واکسی‌ها که کنار خیابان می‌بینیم به خاطر مشکلاتی که از آنها خبر نداریم رو به این کار آورده‌اند و در گرما و سرما کنار خیابان کفش ما را برق می‌اندازند. در دلم می‌گویم کاش همه ما آدم‌ها از این به بعد وقتی از کنار یک کفاشی یا واکسی خیابانی رد می‌شویم، با آنها مهربان‌تر باشیم و گاهی تمیز کردن و برق انداختن کفش‌هایمان را به آنها بسپاریم. واقعاً راه دوری نمی‌رود! به خودش هم پیشنهاد دادم برای اینکه با عابران بیشتر صمیمی شود و مشتری‌هایش بیشتر شوند، روی یک تابلو این جمله را بنویسد و بزند بالای سرش:

«بیا کفشت را واکس بزنم، راه دوری نمی‌رود!».

منبع : خبرگزاری مهر


کلمات کلیدی :
اشتراک گذاری :

آخرین اخبار مجازی

پادشاه هم بشوم، واکس زدن کفش زائران را کنار نمی‌گذارم!

پادشاه هم بشوم، واکس زدن کفش زائران را کنار نمی‌گذارم!
2022-08-14T13:37:34+04:30
هرکسی با دلش زندگی می‌کند، نه با پول و ثروت و اموالش. چه بسا کسی گوشه یک خانه نمور، حال بهتری از یک پادشاه داشته باشد. علی هاشمی از همان آدم‌هاست. روایت این ...

داستان شیطان / همه چیز درباره سلمان رشدی

داستان شیطان / همه چیز درباره سلمان رشدی
2022-08-14T08:17:33+04:30
سلمان رشدی در نیویورک مورد حمله قرار گرفت اما فارغ از اینکه نیت فرد ضارب چه بوده، در این گزارش قصد داریم به بررسی کتاب او، چرایی صدور حکم اعدام و اثرات آن بر...

بدون شرپا، باربر و اکسیژن بر فراز ارتفاع ۸۶۰۰ متری

بدون شرپا، باربر و اکسیژن بر فراز ارتفاع ۸۶۰۰ متری
2022-08-11T10:17:33+04:30
ایمان احمدپور تاریخ‌سازی کرده و بدون شرپا، باربر و اکسیژن مصنوعی قله k2 را فتح کرده است. کار ارزشمند دیگر او نصب پرچم افغانستان بر فراز k2 به یاد «علی‌اکبر س...

در دوران سخت طالبان هم منقبت‌خوانی را تعطیل نکردیم

در دوران سخت طالبان هم منقبت‌خوانی را تعطیل نکردیم
2022-08-09T14:06:49+04:30
عزاداری برای معصومین (ع) در گوشه گوشه عالم آیین‌ها، آداب و رسوم خاص خودش را دارد. شیعیان افغانستان نیز در ولادت یا شهادت معصومین با هنر منقبت‌خوانی یاد این ع...

منقبت‌خوانی در کشوری غیر از افغانستان رایج نیست

منقبت‌خوانی در کشوری غیر از افغانستان رایج نیست
2022-08-09T10:06:46+04:30
عزاداری برای معصومین (ع) در گوشه گوشه عالم آیین‌ها، آداب و رسوم خاص خودش را دارد. شیعیان افغانستان نیز در ولادت یا شهادت معصومین با هنر منقبت‌خوانی یاد این ع...

هیأت‌ها، بهترین ظرفیت برای فرهنگ‌سازی درباره محیط زیست

هیأت‌ها، بهترین ظرفیت برای فرهنگ‌سازی درباره محیط زیست
2022-08-06T09:08:10+04:30
میثم مرادی فعال محیط زیستی ساکن اندیمشک چندسالی است که با دوستانش در محرم و صفر فعالیت‌های جالب توجهی درباره محیط زیست دارند. از نذر نهال و کتاب بگیرید، تا ف...

تحصیل کودکان مهاجر، برای ایران یک فرصت بزرگ است

تحصیل کودکان مهاجر، برای ایران یک فرصت بزرگ است
2022-08-03T08:46:10+04:30
تحصیل کودکان افغانستانی در ایران همیشه با مشکلات زیادی مواجه بوده است. در گفت و گو با پیمان حقیقت‌طلب این مسأله را بررسی کردیم و از زبان او به پیشنهادهای مهم...

بی‌خانمان‌ها در شب‌های بارانی تهران چه می‌کنند؟

بی‌خانمان‌ها در شب‌های بارانی تهران چه می‌کنند؟
2022-07-31T10:06:37+04:30
وقتی باران تهران تند شد، ناخودآگاه یاد بیرون‌خواب‌ها و بی‌خانمان‌ها افتادم. ذهنم درگیر این بود که در این باران چه می‌کنند و کجا می‌خوابند؟ این شد که رفتم و ا...

مخترعی که می‌خواهد با پسماند ویلا بسازد

مخترعی که می‌خواهد با پسماند ویلا بسازد
2022-07-28T09:55:26+04:30
سیروس ارسطونژاد مخترع پیشکوست و اسم و سن‌داری است. او در این گفت و گو درباره اختراعاتی گفت که آنها را ثبت کرده اما به آنها توجه نشده است. مثل منجمد کردن نفت ...

یک شب در میان کارتن‌خواب‌ها

یک شب در میان کارتن‌خواب‌ها
2022-07-25T10:43:47+04:30
در یکی از سه‌شنبه‌های توزیع غذا در پاتوق‌های کارتن‌خوابی تهران، با جمعیت طلوع بی‌نشان‌ها همراه شدیم و با کسی گفت و گو کردیم که چهارسال است هرهفته به کارتن‌خو...

حفره ۱۵ هزار میلیارد تومانی دریاچه ارومیه

حفره ۱۵ هزار میلیارد تومانی دریاچه ارومیه
2022-07-21T10:22:08+04:30
کاهش بیش از حد تراز دریاچه ارومیه به تهدید تبدیل شده است که می‌تواند پیامدهای ناگواری را به دنبال داشته باشد. جالب این که تا به حال ۱۵ هزار میلیارد تومان برا...

می‌خواهم هیچ کودکی در ایران حسرت کتاب نداشته باشد

می‌خواهم هیچ کودکی در ایران حسرت کتاب نداشته باشد
2022-07-17T09:15:20+04:30
مریم دلاوری با دستان خالی ۶ کتابخانه در خارک، شیراز، کرمان، سیستان و بلوچستان، قشم و بوشهر برای بچه‌ها تأسیس کرده است و دوست دارد تمام کودکان ایران و جهان به...

وقتی مادر بی‌تاب می‌شود

وقتی مادر بی‌تاب می‌شود
2022-07-16T14:08:40+04:30
بازتاب فیلم گیرافتادن یک بچه‌فیل در گودالی که به منظور ساختن زمین گلف حفر شده بوددر حالی‌که مادرش برای نجات او تلاش کرده و بعد از ناکامی به تشنج افتاده در فض...

کفش‌های قدیمی را دور نریزید

کفش‌های قدیمی را دور نریزید
2022-07-16T09:02:03+04:30
یکی از راه‌های مفید صرفه جویی استفاده مجدد از اجناسی است که قابلیت تعمیر و بازسازی دارند. «مجله مهر» از اقدام جالب یک برند کفش در ایتالیا روایت کرده است.

در طبیعت به حیوانات دست بزنیم یا نه؟/ روایتی از طبیب حیات وحش

در طبیعت به حیوانات دست بزنیم یا نه؟/ روایتی از طبیب حیات وحش
2022-07-13T09:23:55+04:30
مجتبی خالقی‌پور محیط‌بانی است که عاشقانه کار می‌کند. مدتی است که او بر زخم حیوانات نیشابور مرهم می‌گذارد و دیگران را تشویق می‌کند که مراقب بال نازک پرندگان و...

از کشتار مسلمانان سربرنیتسا چه می‌دانید؟

از کشتار مسلمانان سربرنیتسا چه می‌دانید؟
2022-07-11T08:57:08+04:30
بوسنی و هرزگوین شاهد یکی از خونبارترین وقایع و جنایات جنگی علیه مسلمانان است. این روزها که مصادف با سالروز این جنایت تاریخی است، نگاهی به کشتار سربرنیتسا و پ...

دوست داشتم در کنار فرزندم باشم/ روایت یک مادر فروشنده

دوست داشتم در کنار فرزندم باشم/ روایت یک مادر فروشنده
2022-07-09T08:38:16+04:30
روایت مادران شاغل از شغل‌شان با روایتی که هر شخص دیگری از آن شغل دارد متفاوت است. در سومین روایت از مجموعه «روایت‌های مادرانه» مجله مهر سراغ یک مادر فروشنده ...

بچه‌های آتش‌نشان نیاز به تجدیدروحیه دارند /همیشه آماده مرگ هستیم

بچه‌های آتش‌نشان نیاز به تجدیدروحیه دارند /همیشه آماده مرگ هستیم
2022-07-08T11:18:04+04:30
آتش‌نشان‌ها در هر حادثه‌ای قدر دیده و بعد از آن دوباره به فراموشی سپرده می‌شوند. دو تن از آتش‌نشانان متروپل بعد از چهلم حادثه از جان‌فشانی همکاران‌شان به مجل...

از ممنوعیت اهدای خون و اهدای عضو تا ممنوعیت سیمکارت و همراه‌بانک!

از ممنوعیت اهدای خون و اهدای عضو تا ممنوعیت سیمکارت و همراه‌بانک!
2022-07-05T09:51:34+04:30
به بهانه محدودیت‌های جدید برای مهاجرین، با محمدکاظم کاظمی گفتگو کردیم و از محدودیت‌های عجیب‌تری برای آن‌ها مطلع شدیم. این گفتگو درباره تصمیمات سلیقه‌ای و ساع...

پیام دوم خرداد آبادان

پیام دوم خرداد آبادان
2022-07-03T08:04:46+04:30
بعد از گذشت چهل روز از حادثه متروپل، نگاهی انداخته‌ایم به آن‌چه که باید از جریان این حادثه به چشم می‌آمد اما در همهمه امواج رسانه‌ای کم‌تر دیده شد.

ایرانی‌ها اولین گروه امداد خارجی بودند / این‌جا هیچ زنی ندیدم

ایرانی‌ها اولین گروه امداد خارجی بودند / این‌جا هیچ زنی ندیدم
2022-06-30T10:03:44+04:30
مینا قاسمی‌زواره برای دومین‌بار به افغانستان رفته و مشاهدات خوبی از وضعیت زلزله‌زدگان و روند امدادرسانی هلال احمر ایران دارد. درباره وضعیت زلزله‌زدگان و توزی...

حلقه ازدواج‌مان را فروختیم تا رویایمان را بسازیم

حلقه ازدواج‌مان را فروختیم تا رویایمان را بسازیم
2022-06-28T09:10:45+04:30
زهیر و الهام؛ امروز پای صحبت‌های آنها نشسته‌ایم تا روایت جنگیدن و تلاش کردن‌شان را بشنویم از روزهایی که کرونا آمده بود تا فعالیت تازه‌شان را متوقف و رویاشان ...

آزمایش‌های سری ارتش آمریکا روی کنترل ذهن و سفر در زمان!

آزمایش‌های سری ارتش آمریکا روی کنترل ذهن و سفر در زمان!
2022-06-27T07:40:08+04:30
عده‌ای از اعضاء ارتش و مردم آمریکا عقیده دارند که ارتش این کشور در منتهی‌الیه شرقی «لانگ‌آیلند»، مجموعه آزمایش‌های محرمانه‌ای از جمله سفر در زمان، دورنوردی و...

خبرنگار دو شغله / روایت یک مادر خبرنگار

خبرنگار دو شغله / روایت یک مادر خبرنگار
2022-06-26T09:26:52+04:30
روایت مادران شاغل از شغل‌شان با روایتی که هر شخص دیگری از آن شغل دارد متفاوت است. در اولین روایت از مجموعه «روایت‌های مادرانه» مجله مهر سراغ عطیه همتی، یک ما...

بانوی مسلمان افغانستانی، سناتور پارلمان استرالیا

بانوی مسلمان افغانستانی، سناتور پارلمان استرالیا
2022-06-23T15:00:04+04:30
یک بانوی افغانستانی تبار که شهروند استرالیاست به پارلمان استرالیا راه یافت. اما نکته جالب این است که او اولین زن محجبه پارلمان است.

اولین هجرت از آیین شینتو به دین اسلام؛ کونیکو یامامورا

اولین هجرت از آیین شینتو به دین اسلام؛ کونیکو یامامورا
2022-06-20T15:53:23+04:30
باز هم قصه مظلومینی به نام «مادر شهید» در میان است. این بار مادری که زاده این دیار نبوده اما تا آخرین روزهای سلامتی‌اش در خدمت جانبازان و معلولین ایرانی بوده...

واردات داماد و ازدواج بین‌المللی/حواشی اظهارات نماینده اصفهان

واردات داماد و ازدواج بین‌المللی/حواشی اظهارات نماینده اصفهان
2022-06-20T09:13:23+04:30
با انتشار گزارشی از سخنان یکی از نمایندگان مجلس چند روزی است که بحث ازدواج بین‌المللی نقل محافل مجازی و حضوری شده است. در این گزارش به بررسی برخی از حواشی و ...

من، تنها زن آتش‌نشان آبادان، ۱۷ سال دارم

من، تنها زن آتش‌نشان آبادان، ۱۷ سال دارم
2022-06-19T09:06:52+04:30
شقایق سبتاوی از ۱۵ سالگی به صورت داوطلب کار آتش‌نشانی انجام می‌دهد و حالا همه آتش‌نشانان آبادان او را می‌شناسند. در حاشیه حادثه متروپل با او گفتگویی انجام دا...

بهانه عجیب راننده اتوبوسی که آمبولانس را پنچر کرد

بهانه عجیب راننده اتوبوسی که آمبولانس را پنچر کرد
2022-06-18T09:53:33+04:30
بازبینی تصاویر دوربین‌های مداربسته در حادثه مرگ دختر بچه ۲ساله که به‌دلیل پنچرشدن چرخ‌های آمبولانس و دیر رسیدن به بیمارستان جانش را از دست داده بود، به شناسا...

در متروپل یک اربعین کوچک را دیدم

در متروپل یک اربعین کوچک را دیدم
2022-06-16T10:06:42+04:30
با شیخ حسین سلامی، کاپیتان سابق صنعت نفت آبادان در حاشیه کمک‌رسانی به آسیب‌دیدگان متروپل صحبت کردیم و حرف‌های جالبی درباره تغییر مسیر زندگی‌اش شنیدیم.
X فیلم جدید فیلم جدید دانلود فیلم و سریال تبلیغات شما (پیام به تلگرام)