میرنیوز

پنج سال دوری از پلاسکو به روایت کاسبان و مغازه‌دارها

پنج سال دوری از پلاسکو به روایت کاسبان و مغازه‌دارها 2022-01-22T08:33:55+03:30

خبرگزاری مهر؛ گروه مجله*: وسط شلوغی شهر قرار گذاشته بودیم؛ گفت: «همان تقاطع پلاسکو را بپیچ دست چپ» یک سالی بود آن حوالی نرفته بودم. چراغ سبز شد، حافظه تصویری‌ام می‌گفت تقاطع همان تقاطع است؛ اما چشمم دنبال پلاسکویی می‌گشت که نبود. مستقیم ادامه دادم و به محض عبور از چهارراه، همه آنچه از یادم رفته بود، در چند فیلم دو سه ثانیه‌ای از جلوی چشمانم رد شد: «مردم و مغازه‌داران جلوی ساختمان ازدحام کرده‌اند؛ آتش‌نشانان برای مهار آتش تلاش می‌کنند؛ پلاسکو ریخت! پلاسکو ریخت…»

قلبم مچاله شد، چطور فراموش کرده بودم؟ بوی دود و آهن ذوب شده مغزم را پر کرد. آخرین روز دی ماه سال ۹۵ را چطور فراموش کرده بودم؟ جای خالی پلاسکو روی آسمان خیابان جمهوری توی ذوق می‌زد. حدود چهار شبانه روز چنگ زدن امیدِ نجات به منطقِ آوار و آتش را چطور فراموش کرده بودم؟ روبروی پلاسکوی نیمه‌جان و خاموشی که با یک دیوار پنهان شده بود، توقف کردم و به خودم گفتم همه هم یادشان برود، کاسب‌ها و آتش‌نشان‌ها فراموش نمی‌کنند.

مطمئن نیستم شما هم فراموش کرده باشید یا نه؛ ولی به بهانه پنجمین سالگرد این آتش‌سوزی، سراغ مغازه‌داران پلاسکو رفتم، که برای نجات جان و مال آنها ۱۵ آتش نشان زیر آوار و یک آتش‌نشان در اثر شدت سوختگی جان خود را از دست دادند. کاسبانی که حالا بعد از ۵ سال، باز هم به مغازه‌هایشان بازگشته‌اند، با این تفاوت که هرروز نزدیک در ورودی ساختمان، ۱۶ چهره فراموش‌نشدنی به آنها خوش‌آمد می‌گوید.

اگر این روزها بعد از بازسازی وارد پلاسکو شوید، همه چیز سر همان جای قبلی اما نونوار تر از روز اول است. یک دور که بزنید همه چیز به چشمتان گرمی می‌کند؛ حتی چهره فروشنده‌ها. طبقات اول و دوم کاملاً بازسازی شده و غیر از چند مغازه ابتدایی، همه ویترین‌ها پر و پیمان است.

انگار عزیز از دست داده باشی

سراغ اولین مغازه‌ای رفتم که سرش خلوت بود؛ اسم سالگرد پلاسکو را که آوردم، سرش را پایین انداخت و به چپ و راست تکان داد. گفت: «چه می‌خواهید بدانید؟» گفتم: «هرچیزی که با یادآوری آتش‌سوزی پلاسکو توی ذهنتان می‌آید»

انگار حرف را از قبل آماده داشته باشد، شروع کرد: «وقتی با آتش‌سوزی مواجه شدیم کوچک‌ترین اطلاعی نداشتیم که مغازه و اجناس و زندگی خودمان در چه حال است. همه کاسب‌ها آمدند داخل تا اسناد و مدارک و لب‌تاپ‌ها را بردارند. ما هم آمدیم. دم همه آتش‌نشانان گرم؛ در همین مغازه نشسته بودیم و کار می‌کردیم که یکی‌شان آمد و داد می‌زد که ساختمان را تخلیه کنیم؛ من که کار عقب افتاده داشتم به همکارم گفتم تو برو می‌خواهم اجناسی که تازه رسیده را تا بزنم؛ اما خیال هم نمی‌کردم ساختمان آن‌جور بریزد.»

اسمش «داوود» بود. عامدانه دو بار سرفه کرد، گمانم او هم قدر من اسیر احساس بود و شاید این‌جور می‌خواست بغض را از گلویش بیرون بیندازد؛ گفت: «بیست سالی هست که اینجا کار می‌کنیم» بعد جوری که بغضش واضح‌تر شد، چشم‌ها را بست و حروف را با تاکید بیشتر و طولانی‌تر ادا کرد: «بیست سال! وقتی پلاسکو آتش گرفته را دیدیم، وقتی فرو ریختن ساختمان را دیدیم؛ انگار عضوی از خانواده خود را از دست داده بودیم.»

پنج سال دوری از پلاسکو به روایت کاسبان و مغازه‌دارها

کاسبی خوب است، بهتر هم می‌شود

سراغ فروشنده دیگری رفتم؛ «محسن» جوان اما جاافتاده بود. از این جوان‌های سی ساله که کار بازار گرد خاکستری روی شقیقه‌هایش ریخته بود. از پنج سال تعطیلی پلاسکو که پرسیدم، برایم توضیح داد: «قسمت ما یعنی شمال پلاسکو مشکلی نداشت؛ فقط اجناس داخل مغازه بوی دود گرفته بود؛ اما بخاطر بسته بودن ورودی جمهوری، اینجا هم حدود پنج سال تعطیل شد.»

یک دفتر فروش از کشوی میز درآورد و نصف کمتر برگه‌هایش را با انگشت نگه داشت، به برگه‌ها اشاره کرد و گفت: «تمام فروش من در یک سال همینقدر بوده؛ بعد از حادثه پلاسکو که رفتیم پاساژ نور از کاسبی هیچ خبری نبود ولی ما هم چاره‌ای نداشتیم. حدود دوسال از ما اجاره نگرفتند و سه سال بعد هم اجاره کمی از ما خواستند. با همه اینها برای ما فایده‌ای نداشت چون کاسبی بی‌رونق بود.»

وقتی از بهتر شدن اوضاع در این مدتی که مغازه‌داران به پلاسکو برگشته بودند پرسیدم، جواب داد: «نمی‌شود گفت اوضاع مثل قبل است چون قسمت برج هنوز افتتاح نشده، مغازه‌های برج هنوز حتی دکور هم نزدند. از یک سال پیش دائم قول افتتاحیه داده‌اند اما عملی نشده است. فقط چهار طبقه حیاط افتتاح شد.»

از شرایط طبقات بالاتر و نارضایتی برخی کسبه اطلاع داشت و گفت: «ظاهرا خیلی از مغازه‌دارها راضی نیستند چون در ساخت و ساز جدید وسط بعضی مغازه‌ها ستون اضافه شده. حتی تعدادی هستند که مغازه‌شان جا به جا شده و از این بابت ناراضی هستند. گویا این ماجراها مانع شده کسبه کار خود را شروع کنند و افتتاحیه برگزار شود»

دست آخر دلش به ناشکری رضایت نداد و با لبخندی نصفه نیمه و امیدوارانه حرفش را تمام کرد: «البته اینجا مرکز پوشاک بوده و هست؛ ما همین الان هم که درب جمهوری باز شده، داریم کاسبی می‌کنیم و شکر خدا شرایط بهتر از پنج سال گذشته است. نزدیک عید باز اون حالت اینجا شلوغ می‌شود، همه چیز بهتر می‌شود.»

در هر شری خیری نهفته است

سراغ یکی از کاسبان طبقه دوم رفتم. همین که وارد مغازه‌اش شدم و سوالم را پرسیدم، دو نفر آمدند داخل. خرید عمده داشتند، گفتم: «پاقدم خوبی داشتم، توقف بی جایم مانع کسب نشود» صندلی را نزدیکم آورد و اشاره کرد که بنشینم. طول کشید ولی معامله‌شان جوش خورد. «محمدحسین» عکس دخترش را که زیر شیشه میز گذاشته بود نشانم داد و گفت: «پلاسکو که تعطیل شد یلدا، دختر کوچکم تازه به دنیا آمده بود؛، من هم اجناسم را برداشتم و رفتم پاساژ نور. اوایل خیلی ناراحت و سردرگم بودم. مدام حساب کتاب گرانی‌ها و بازار خراب را می‌کردم، اما دروغ چرا؟ بعد از ده دوازده سال کار، چند سالی استراحت کردم و نفس راحتی کشیدم.»

با همه فشارهایی که بر زندگی‌مان وارد شد، باز هم اگر از همسرم بپرسید بهترین سال‌های زندگی‌مان چه زمانی بوده، احتمالاً می‌گوید همین پنج سال. درآمد خیلی کمی داشتیم ولی زمان بیشتری برای خانواده می‌گذاشتم و مخصوصاً برای یلدا. به قول همان ضرب‌المثل قدیمی که می‌گوید در هر شری خیری نهفته است.»

تولدی دیگر

مغازه آخری که در قرعه‌کشی نگاهم برنده شد، یک ویترین به قول فرنگی‌ها لاکچری داشت که فقط یک دست کت و شلوار را تن مانکن کرده بود و انصافاً مانکن هم با کت و شلوار آدم با شخصیتی به نظر می‌رسید.

مرد شصت هفتاد ساله‌ای با یک دست از همان کت و شلوار پشت ویترین به محض ورودم گفت: «دخترم! تک فروشی نداریم» وقتی فهمید پی داستان کسبه پلاسکو آمده‌ام، تعریف کرد: «من بعد از بازسازی آمدم پلاسکو؛ چهل سال است خیاطی می‌کنم و کشورهای زیادی را دیده‌ام. انصافاً که پلاسکو بعد از بازسازی دست کمی از پاساژهای خوب کشورهای اطراف ندارد»

به آینده پلاسکو امید داشت و نصیحت‌وارانه گفت: «باباجان! رسانه باید برای این پاساژ تبلیغ کند؛ باید یادشان بیاید پلاسکویی بوده و حالا بازسازی شده است. اگر اطلاع‌رسانی انجام شود، هم کسبه می‌توانند از زمین بلند شوند، هم مردم حاصل زحمات کشیده شده را می‌بینند. این پاساژ دوباره متولد شده است.»

پنج سال دوری از پلاسکو به روایت کاسبان و مغازه‌دارها

راهروی طبقه همکف، درست از وسطترین نقطه، به پرسپکتیو تمیز و بی خط و خش پلاسکو نگاه کردم، حوض‌های آب پشت هم در طبقه پایین و نورپردازی همه چیز را قشنگ‌تر جلوه می‌داد. پلاسکو باز هم سرپا شده بود. موقع خروج، باز چیزی قلبم را چنگ زد. عکس ۱۶ آتش‌نشانی که پلاسکو را نیمه جان نجان داده بودند خیره‌ام کرد؛ باز بوی دود و آهن داغ شده و صدای پلاسکو ریخت توی مغزم پیچید، همانطور که روبروی عکسشان ایستاده بودم فاتحه‌ای خواندم و تقریباً بلند گفتم: «قهرمانان نمی‌میرند»

* زینب رجایی

منبع : خبرگزاری مهر


کلمات کلیدی :
اشتراک گذاری :

آخرین اخبار مجازی

پادشاه هم بشوم، واکس زدن کفش زائران را کنار نمی‌گذارم!

پادشاه هم بشوم، واکس زدن کفش زائران را کنار نمی‌گذارم!
2022-08-14T13:37:34+04:30
هرکسی با دلش زندگی می‌کند، نه با پول و ثروت و اموالش. چه بسا کسی گوشه یک خانه نمور، حال بهتری از یک پادشاه داشته باشد. علی هاشمی از همان آدم‌هاست. روایت این ...

داستان شیطان / همه چیز درباره سلمان رشدی

داستان شیطان / همه چیز درباره سلمان رشدی
2022-08-14T08:17:33+04:30
سلمان رشدی در نیویورک مورد حمله قرار گرفت اما فارغ از اینکه نیت فرد ضارب چه بوده، در این گزارش قصد داریم به بررسی کتاب او، چرایی صدور حکم اعدام و اثرات آن بر...

بدون شرپا، باربر و اکسیژن بر فراز ارتفاع ۸۶۰۰ متری

بدون شرپا، باربر و اکسیژن بر فراز ارتفاع ۸۶۰۰ متری
2022-08-11T10:17:33+04:30
ایمان احمدپور تاریخ‌سازی کرده و بدون شرپا، باربر و اکسیژن مصنوعی قله k2 را فتح کرده است. کار ارزشمند دیگر او نصب پرچم افغانستان بر فراز k2 به یاد «علی‌اکبر س...

در دوران سخت طالبان هم منقبت‌خوانی را تعطیل نکردیم

در دوران سخت طالبان هم منقبت‌خوانی را تعطیل نکردیم
2022-08-09T14:06:49+04:30
عزاداری برای معصومین (ع) در گوشه گوشه عالم آیین‌ها، آداب و رسوم خاص خودش را دارد. شیعیان افغانستان نیز در ولادت یا شهادت معصومین با هنر منقبت‌خوانی یاد این ع...

منقبت‌خوانی در کشوری غیر از افغانستان رایج نیست

منقبت‌خوانی در کشوری غیر از افغانستان رایج نیست
2022-08-09T10:06:46+04:30
عزاداری برای معصومین (ع) در گوشه گوشه عالم آیین‌ها، آداب و رسوم خاص خودش را دارد. شیعیان افغانستان نیز در ولادت یا شهادت معصومین با هنر منقبت‌خوانی یاد این ع...

هیأت‌ها، بهترین ظرفیت برای فرهنگ‌سازی درباره محیط زیست

هیأت‌ها، بهترین ظرفیت برای فرهنگ‌سازی درباره محیط زیست
2022-08-06T09:08:10+04:30
میثم مرادی فعال محیط زیستی ساکن اندیمشک چندسالی است که با دوستانش در محرم و صفر فعالیت‌های جالب توجهی درباره محیط زیست دارند. از نذر نهال و کتاب بگیرید، تا ف...

تحصیل کودکان مهاجر، برای ایران یک فرصت بزرگ است

تحصیل کودکان مهاجر، برای ایران یک فرصت بزرگ است
2022-08-03T08:46:10+04:30
تحصیل کودکان افغانستانی در ایران همیشه با مشکلات زیادی مواجه بوده است. در گفت و گو با پیمان حقیقت‌طلب این مسأله را بررسی کردیم و از زبان او به پیشنهادهای مهم...

بی‌خانمان‌ها در شب‌های بارانی تهران چه می‌کنند؟

بی‌خانمان‌ها در شب‌های بارانی تهران چه می‌کنند؟
2022-07-31T10:06:37+04:30
وقتی باران تهران تند شد، ناخودآگاه یاد بیرون‌خواب‌ها و بی‌خانمان‌ها افتادم. ذهنم درگیر این بود که در این باران چه می‌کنند و کجا می‌خوابند؟ این شد که رفتم و ا...

مخترعی که می‌خواهد با پسماند ویلا بسازد

مخترعی که می‌خواهد با پسماند ویلا بسازد
2022-07-28T09:55:26+04:30
سیروس ارسطونژاد مخترع پیشکوست و اسم و سن‌داری است. او در این گفت و گو درباره اختراعاتی گفت که آنها را ثبت کرده اما به آنها توجه نشده است. مثل منجمد کردن نفت ...

یک شب در میان کارتن‌خواب‌ها

یک شب در میان کارتن‌خواب‌ها
2022-07-25T10:43:47+04:30
در یکی از سه‌شنبه‌های توزیع غذا در پاتوق‌های کارتن‌خوابی تهران، با جمعیت طلوع بی‌نشان‌ها همراه شدیم و با کسی گفت و گو کردیم که چهارسال است هرهفته به کارتن‌خو...

حفره ۱۵ هزار میلیارد تومانی دریاچه ارومیه

حفره ۱۵ هزار میلیارد تومانی دریاچه ارومیه
2022-07-21T10:22:08+04:30
کاهش بیش از حد تراز دریاچه ارومیه به تهدید تبدیل شده است که می‌تواند پیامدهای ناگواری را به دنبال داشته باشد. جالب این که تا به حال ۱۵ هزار میلیارد تومان برا...

می‌خواهم هیچ کودکی در ایران حسرت کتاب نداشته باشد

می‌خواهم هیچ کودکی در ایران حسرت کتاب نداشته باشد
2022-07-17T09:15:20+04:30
مریم دلاوری با دستان خالی ۶ کتابخانه در خارک، شیراز، کرمان، سیستان و بلوچستان، قشم و بوشهر برای بچه‌ها تأسیس کرده است و دوست دارد تمام کودکان ایران و جهان به...

وقتی مادر بی‌تاب می‌شود

وقتی مادر بی‌تاب می‌شود
2022-07-16T14:08:40+04:30
بازتاب فیلم گیرافتادن یک بچه‌فیل در گودالی که به منظور ساختن زمین گلف حفر شده بوددر حالی‌که مادرش برای نجات او تلاش کرده و بعد از ناکامی به تشنج افتاده در فض...

کفش‌های قدیمی را دور نریزید

کفش‌های قدیمی را دور نریزید
2022-07-16T09:02:03+04:30
یکی از راه‌های مفید صرفه جویی استفاده مجدد از اجناسی است که قابلیت تعمیر و بازسازی دارند. «مجله مهر» از اقدام جالب یک برند کفش در ایتالیا روایت کرده است.

در طبیعت به حیوانات دست بزنیم یا نه؟/ روایتی از طبیب حیات وحش

در طبیعت به حیوانات دست بزنیم یا نه؟/ روایتی از طبیب حیات وحش
2022-07-13T09:23:55+04:30
مجتبی خالقی‌پور محیط‌بانی است که عاشقانه کار می‌کند. مدتی است که او بر زخم حیوانات نیشابور مرهم می‌گذارد و دیگران را تشویق می‌کند که مراقب بال نازک پرندگان و...

از کشتار مسلمانان سربرنیتسا چه می‌دانید؟

از کشتار مسلمانان سربرنیتسا چه می‌دانید؟
2022-07-11T08:57:08+04:30
بوسنی و هرزگوین شاهد یکی از خونبارترین وقایع و جنایات جنگی علیه مسلمانان است. این روزها که مصادف با سالروز این جنایت تاریخی است، نگاهی به کشتار سربرنیتسا و پ...

دوست داشتم در کنار فرزندم باشم/ روایت یک مادر فروشنده

دوست داشتم در کنار فرزندم باشم/ روایت یک مادر فروشنده
2022-07-09T08:38:16+04:30
روایت مادران شاغل از شغل‌شان با روایتی که هر شخص دیگری از آن شغل دارد متفاوت است. در سومین روایت از مجموعه «روایت‌های مادرانه» مجله مهر سراغ یک مادر فروشنده ...

بچه‌های آتش‌نشان نیاز به تجدیدروحیه دارند /همیشه آماده مرگ هستیم

بچه‌های آتش‌نشان نیاز به تجدیدروحیه دارند /همیشه آماده مرگ هستیم
2022-07-08T11:18:04+04:30
آتش‌نشان‌ها در هر حادثه‌ای قدر دیده و بعد از آن دوباره به فراموشی سپرده می‌شوند. دو تن از آتش‌نشانان متروپل بعد از چهلم حادثه از جان‌فشانی همکاران‌شان به مجل...

از ممنوعیت اهدای خون و اهدای عضو تا ممنوعیت سیمکارت و همراه‌بانک!

از ممنوعیت اهدای خون و اهدای عضو تا ممنوعیت سیمکارت و همراه‌بانک!
2022-07-05T09:51:34+04:30
به بهانه محدودیت‌های جدید برای مهاجرین، با محمدکاظم کاظمی گفتگو کردیم و از محدودیت‌های عجیب‌تری برای آن‌ها مطلع شدیم. این گفتگو درباره تصمیمات سلیقه‌ای و ساع...

پیام دوم خرداد آبادان

پیام دوم خرداد آبادان
2022-07-03T08:04:46+04:30
بعد از گذشت چهل روز از حادثه متروپل، نگاهی انداخته‌ایم به آن‌چه که باید از جریان این حادثه به چشم می‌آمد اما در همهمه امواج رسانه‌ای کم‌تر دیده شد.

ایرانی‌ها اولین گروه امداد خارجی بودند / این‌جا هیچ زنی ندیدم

ایرانی‌ها اولین گروه امداد خارجی بودند / این‌جا هیچ زنی ندیدم
2022-06-30T10:03:44+04:30
مینا قاسمی‌زواره برای دومین‌بار به افغانستان رفته و مشاهدات خوبی از وضعیت زلزله‌زدگان و روند امدادرسانی هلال احمر ایران دارد. درباره وضعیت زلزله‌زدگان و توزی...

حلقه ازدواج‌مان را فروختیم تا رویایمان را بسازیم

حلقه ازدواج‌مان را فروختیم تا رویایمان را بسازیم
2022-06-28T09:10:45+04:30
زهیر و الهام؛ امروز پای صحبت‌های آنها نشسته‌ایم تا روایت جنگیدن و تلاش کردن‌شان را بشنویم از روزهایی که کرونا آمده بود تا فعالیت تازه‌شان را متوقف و رویاشان ...

آزمایش‌های سری ارتش آمریکا روی کنترل ذهن و سفر در زمان!

آزمایش‌های سری ارتش آمریکا روی کنترل ذهن و سفر در زمان!
2022-06-27T07:40:08+04:30
عده‌ای از اعضاء ارتش و مردم آمریکا عقیده دارند که ارتش این کشور در منتهی‌الیه شرقی «لانگ‌آیلند»، مجموعه آزمایش‌های محرمانه‌ای از جمله سفر در زمان، دورنوردی و...

خبرنگار دو شغله / روایت یک مادر خبرنگار

خبرنگار دو شغله / روایت یک مادر خبرنگار
2022-06-26T09:26:52+04:30
روایت مادران شاغل از شغل‌شان با روایتی که هر شخص دیگری از آن شغل دارد متفاوت است. در اولین روایت از مجموعه «روایت‌های مادرانه» مجله مهر سراغ عطیه همتی، یک ما...

بانوی مسلمان افغانستانی، سناتور پارلمان استرالیا

بانوی مسلمان افغانستانی، سناتور پارلمان استرالیا
2022-06-23T15:00:04+04:30
یک بانوی افغانستانی تبار که شهروند استرالیاست به پارلمان استرالیا راه یافت. اما نکته جالب این است که او اولین زن محجبه پارلمان است.

اولین هجرت از آیین شینتو به دین اسلام؛ کونیکو یامامورا

اولین هجرت از آیین شینتو به دین اسلام؛ کونیکو یامامورا
2022-06-20T15:53:23+04:30
باز هم قصه مظلومینی به نام «مادر شهید» در میان است. این بار مادری که زاده این دیار نبوده اما تا آخرین روزهای سلامتی‌اش در خدمت جانبازان و معلولین ایرانی بوده...

واردات داماد و ازدواج بین‌المللی/حواشی اظهارات نماینده اصفهان

واردات داماد و ازدواج بین‌المللی/حواشی اظهارات نماینده اصفهان
2022-06-20T09:13:23+04:30
با انتشار گزارشی از سخنان یکی از نمایندگان مجلس چند روزی است که بحث ازدواج بین‌المللی نقل محافل مجازی و حضوری شده است. در این گزارش به بررسی برخی از حواشی و ...

من، تنها زن آتش‌نشان آبادان، ۱۷ سال دارم

من، تنها زن آتش‌نشان آبادان، ۱۷ سال دارم
2022-06-19T09:06:52+04:30
شقایق سبتاوی از ۱۵ سالگی به صورت داوطلب کار آتش‌نشانی انجام می‌دهد و حالا همه آتش‌نشانان آبادان او را می‌شناسند. در حاشیه حادثه متروپل با او گفتگویی انجام دا...

بهانه عجیب راننده اتوبوسی که آمبولانس را پنچر کرد

بهانه عجیب راننده اتوبوسی که آمبولانس را پنچر کرد
2022-06-18T09:53:33+04:30
بازبینی تصاویر دوربین‌های مداربسته در حادثه مرگ دختر بچه ۲ساله که به‌دلیل پنچرشدن چرخ‌های آمبولانس و دیر رسیدن به بیمارستان جانش را از دست داده بود، به شناسا...

در متروپل یک اربعین کوچک را دیدم

در متروپل یک اربعین کوچک را دیدم
2022-06-16T10:06:42+04:30
با شیخ حسین سلامی، کاپیتان سابق صنعت نفت آبادان در حاشیه کمک‌رسانی به آسیب‌دیدگان متروپل صحبت کردیم و حرف‌های جالبی درباره تغییر مسیر زندگی‌اش شنیدیم.
X فیلم جدید فیلم جدید دانلود فیلم و سریال تبلیغات شما (پیام به تلگرام)